دكتر عقيقى بخشايشي

915

چهارده نور پاك ( فارسي )

حديث و سنت مد نظر قرار گيرد ، نه روش خلفا يا زمامداران كه نوعا جنبهء انفعالى و مقطعى و تأثر از مسائل روز را دارند ، نه سنديت و كاشفيت از متن معارف اسلام . اينك براى درك حقيقت به سراغ گفتار يكى از اساطين علم و ادب مىرويم . گفتار استاد علامهء طباطبائى ( قدس سره ) استاد بزرگوار پس از بررسى روايات هر دو طرف ، اظهار مى دارند : " در قرن اول و دوم ، هنگامى كه مردم اطراف ابوهريره ، سمرة بن جندب ، نعمان بن بشير ، كعب الأحبار ، عكرمه ، مروان ، عمروعاص و . . . را گرفته بودند وحديث دريافت مى كردند ، شيعه اطراف أمير المؤمنين ( عليه السلام ) و فرزندان گراميش گرد آمده بودند و به فراگرفتن حديث مشغول بودند وعلى ( عليه السلام ) بر خلاف نظريهء خلفاى پيش از خود ، درس و تدوين حديث را تجويز ، بلكه واجب كرد ، همانطورى كه پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) دستور تعلم و تعليم را مى داد و مى فرمود : " تذاكروا الحديث فإنكم إلا تفعلوا يندرس " حديث را مذاكره كنيد ، زيرا اگر مذاكره نكنيد حديث از بين مى رود " . با توجه به مراقبت دائمى و اعتناى اهل بيت عصمت ( عليها السلام ) است كه در متون اوليه مى خوانيم كه كتاب يا كتابهايى به املاى پيامبر اسلام و نگارش على ( عليه السلام ) تأليف شده و در نزد اهل بيت ( عليها السلام ) موجود بوده است ، و همواره به آنها استناد و افتخار مى كرده اند ، كتابهايى كه به اسامى مختلف به اين ترتيب آمده است : " كتاب على ( عليه السلام ) ، يا كتاب على ( عليه السلام ) با املاى رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) " يا " صحيفة الفرائض " كتاب الأدب . حال چه اين كتب ، يكى بوده و يا متعدد باشد ، به طور قطع منبع علوم و معارف متنوع ى بوده است . در اين باره بزرگان اهل سنت مانند بيهقى ، در سنن كبرى ( ج 8 ، ص 26 و 30 ) و متقى هندى كنز العمال ( ج 3 ، ص 87 و 305 ) و امام شافعى در مسند ( ج 2 ، ص 97 و 104 ) و امام احمد در مسند ( ج 1 ، ص 79 ، 80 ، 100 ، 112 ، 119 ، 126 و 152 ) ومسلم در صحيح خود ( ج 4 ، ص 217 ) در باب " كتاب علم و من تبراء من مواليه " از اين كتاب نقل كرده اند و از نقل آنها معلوم مىشود كه كتاب على ( عليه السلام ) مشتمل بر احكام زكات ، ديات ، اخلاق ، و پيش‌گوييهاى نيز بوده است و از نقل ابن ابى الحديد ( ج 2 ، ص 211 )